قسمت تلخ زندگی 😢😢🥹
وارد زمستون شدیم، زمستونی که نمی دونستم قرار خزان عزیزی باشه اوایل دی بود که خوردم زمین و کمرم آسیب دید و مجبور شدم دور کاری کنم و بیشتر استراحت کنم، درگیر امتحانات بچه ها بودم. 8 دی تولد شایان کوچولو بود و 2 ساله میشد این بکس هم کمند تو اینستا دیده بود و دوست داشت داشته باشه، و منم خودم دونه دونه وسایلش را خریدم و براش باکس کردم یک روز که از مدرسه اومد گذاشتم براش رو تختش، وقتی رفت تو اتاقش دید خیییلی ذوق زده شده بود 🤩 بالا و پایین می پرید 🥰 نقاشی های جدید کمند که رنگ و روی تازه گرفته بود این نقاشی عمو بهنام رسیدم به قسمت تلخ زندگی عمو عزیزم عموی مهربونم یک ...




